خرید بک لینک

استاد رحیم دیندار(کامران)

شاعر نویسنده محقق

دانشمند و پژوهشگر

معاصر ایران و جهان

غزل: سرای دیده

سرای دیده ام امشب ز دوست خالی بود

نیامدی که ببینی مرا چه حالی بود

دلم به گلشن پژمرده مانَد از غم دوست

اسیر آتش و .........


استاد رحیم دیندار(کامران)

شاعر نویسنده محقق

دانشمند و پژوهشگر

معاصر ایران و جهان

غزل: سرای دیده

سرای دیده ام امشب ز دوست خالی بود

نیامدی که ببینی مرا چه حالی بود

دلم به گلشن پژمرده مانَد از غم دوست

اسیر آتش و بیداد خشک سالی بود

به جز سرای دل ما مرو به بزم دگر

که پارسال تو را مأمن این حوالی بود

تو بودی و من و این قالی سراچه غم

که گفتگوی من و تو به روی قالی بود

چنان زعشق توشوریده سر شدیم و خراب

که هر که دید مرا گفت لااُبالی بود

به سنگ هجر تو به شکست شیشه دل ما

چه جای شکوه دل از کوزه سفالی بود

نگاه خسته و فریاد زرد و ناله سرد

مرا سه هدیه ز تو نازنین غزالی بود

غم فراق تو را نازم ای نگار عزیز

که میهمان دلم در شب هلالی بود

به نام خالق آزادی و عدالت و حق

همین غزل ز تو کامران خوش نوالی بود

برچسب: نویسنده: کامیار نظری تاريخ: پنجشنبه 23 دی 1395 ساعت: 7:05

صفحه بندی